Friday, 17 June 2011

ما «اصلاح طلب انحلال طلب» نداريم اما «اصلاح طلب سابق و انحلال طلب لاحق» می توانيم داشته باشيم.



شما اگر سوار اتومبيلی باشيد که راننده ای مست آن را می راند و شما بغل دست و شاگرد راننده اش محسوب می شويد و، در نتيجه، حضوری فرعی داريد قطعاً برای نجات خود کاری نمی کنيد که اتومبيل به ته دره پرتاب شود بلکه می کوشيد آبی بصورت راننده بزنيد، ميوه ای تعارف اش کنيد، حال اش را جا بياوريد، با او حرف بزنيد که خوابش نبرد و اگر بشود اجازه دهد که شما بجايش پشت فرمان بنشينيد تا هم اتومبيل، هم او و هم خود را از اين مهلکه به در ببريد.
امروز حاکمان فعلی اسلامی در ايران رانندگان عقل از دست داده و بی کلهء اتومبيلی هستند که اصلاح طلبان نيز بر آن سوارند. اصلاح طلب با راننده مخالف است نه با اتومبيل، پس می کوشد اتومبيل را متوقف کند، راننده را پائين بفرستد، و خودش پشت رل بنشيند و راه اسلام عزيزش را ادامه دهد.
اصلاح طلبان از ابتدا در امر منحرف ساختن اعتراضات مردم به حکومت شاه و اسلامی کردن انقلاب 57 کوشا بوده و خود از اصلی ترین نيروهای شرکت کننده در آن محسوب می شده اند. آنها ديوانسالاری رژيم شاه را تحويل گرفته و در خدمت دينکاران نهاده اند؛ بموازات ارتش مدافع ايران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شان را ساخته اند، دادگاه های انقلاب را تمشيت داده اند، در بسياری از بيدادها و سرکوب ها و اعدام ها شراکت داشته اند و بعد هم چنين اتفاق افتاده که در بازی کسب قدرت به دينکاران هفت خط دوازده امامی باخته و کنار دست نشين آنها شده اند و اکنون هم می بينند که اين رانندگان مست و بی مغز دارند اتومبيل حکومت را به ته دره می فرستند. پس فريادشان بلند است و خواهان بازگشت به روزگار خوش و طلائی گذشته شده اند. اينها قصدشان پس دادن انقلاب دزدی شده به مردم دموکراسی خواه نيست بلکه می خواهند خودشان منحصراً صاحب آن شونديادمان باشد که اينها شعارشان «اشداء على الكفار و رحماء بينهم» (بر كافران بسيارشديدالعمل و با يكديگر بسيار
مهربان باشيد) است و دل شان برای انحلال طلبان مخالف حکومت اسلامی نسوخته و دست شان اگر برسد همان رفتاری را با آنها خواهند کرد که دينکاران نشسته بر سرير قدرت کرده اند و می کنند.
در عين حال، شعار فريبندهء «دشمن دشمن من دوست من است» موجب می شود که آدم های متوهم از يکسو و خوش خيال از سوی ديگر تصور کنند که می شود بصورتی استراتژيک بر روی اصلاح طلبان دشمن حاکمان کنونی رژيم اسلامی حساب باز کرد و در مبارزه با اين حکومت با آنان همراه شد. کار اين توهم و خوش خيالی گاه تا آن حد بالا می گيرد که حتی اين واقعيت را نمی بينند که هيچگونه نشانه ای از تمايل اصلاح طلبان نسبت به همکاری با انحلال طلبان وجود ندارد و آنها مداوماً، همراه با حمله به حکومت نشينان، انحلال طلبان سکولار را نيز آماج تهاجم خود دارند چرا که می دانند دشمن دشمن آنان لزوماً دوست شان نيست.
تحليل جنبش سبز و تحولات اش تخليل عمکرد اصلاح طلبان است و نه حکومتيان و، بنظر من، هر سکولار ـ دموکرات انحلال طلبی بايد در عين کوشش برای يارگيری از ميان همهء اقشار سياسی، و از جمله اصلاح طلبان مأيوس از اصلاح پذيری نظام و يا ايستاده در سرآغاز اين مسير، بدين مسئله واقف باشد که اگرچه اتحاد عمل با آنها گهگاهی امکان پذير می شود اما اين پديده اغلب عمری طولانی نخواهد داشت و مآلاً، اگر اوضاع به سود اصلاح طلبان برگردد، روياروئی جدی با آنان نيز امری گريزناپذير خواهد شد. پس، برای فريب ندادن خود و آنان، يک سکولار ـ دموکرات انحلال طلب هرگز نبايد مصلحتاً از نقد عمل و نظر آنان باز ايستد يا کلام صريح را وانهد و سخن مبهم و دو پهلو را برگزيند.
برای وصول به آزادی و دموکراسی راهی جز جدایی حکومت از مذهب وجود ندارد و آن ها، با هر اندازه اعتقاد و ایمانی که به مذهب شان دارند، باید که از آن پس عقاید و ارزش های مذهبی شان را برای خودشان نگاه دارند و آن را بر دیگران تحمیل نکرده و در راه مبارزه برای آزادی تنها از راه حل های سکولار ـ دموکراتيک پشتيبانی کنند. در واقع، آن ها وقتی می توانند حسن نیت شان را نشان دهند که پل های پشت سر خود را خراب کرده باشند. وگرنه همانقدر می شود از یک اصلاح طلب ترسید که از یک وابسته به حکومت اسلامی.
باری، از نظر من، تحليل وقايع دو سال گذشته قبل از اينکه شامل تحليل بدکرداری های جنايتکارانهء دينکاران حکومتی باشد، بايد بر تحليل خطاها ی عمدی و سهوی اصلاح طلبان در کار هدايت جنبش سبز متمرکز شود. چرا که اگرچه حکومتيان با سرکوب و زورگوئی بر شعلهء خشم برانداز مردم نفت و بنزين می ريزند اما اصلاح طلبان مذهبی می کوشند همين آتش را خاموش و خنثی کنند.
اشتباه نکنيد، هيچ آدم عاقلی خواستار سوزاندن و نابود کردن نيست. اما همواره بايد به ياد داشت که کمتر حکومتی استبدادی قادر به خاموش کردن خشم 
مخالفان خويش است به شرطی که بازوی اصلاح طلبی را نداشته باشد.

No comments:

Post a Comment